شيخ محمد بن طاهر السماوي ( مترجم : عباس جلالي )
159
ابصار العين في انصار الحسين ( ع ) ( سلحشوران طف ) ( فارسي )
يعنى : اگر پروردگارم خواسته بود ، من حاضر به جنگ با آنان نمىشدم ، آن نعمت ، نزد ابن جابر به يادگار نمىماند . براستى ، آن روز ، لكهء ننگى بود و ناسزا در پى داشت و فرزندان و نوادگان در دورانهاى بعد ، آن را مورد نكوهش قرار مىدهند . اى كاش ! من پيش از كشتن برير و قبل از آن روز ناگوار حسين ، زير خاك قبر پوسيده بودم . و خود دربارهء برير گفتهام : جزى اللّه رب العالمين مباهلا * عن الدين كيما ينهج الحق طالبه و أزهر من همدان يلقى بنفسه * على الجمع حيث الجمع تخشى مواكبه ابرّ على الصيد الكماة بموقف * مناهجه مسدودة و مذاهبه إلى أن قضى فى اللّه يعلم رمحه * بصدق توخّيه و يشهد قاضبه فقل لصريع قام من غير مارن * عذرتك إن الليث تدمى مخالبه يعنى : پروردگار جهان ، آن شخص مباهلهكننده در راه دين را پاداش خير دهد كه حقجويانه عمل كرد . چهرهء درخشانى از همدان ، خود را به قلب لشكر زد ، لشكر انبوهى كه هولناك به نظر مىرسيد . بر قهرمانان حمله برد و راهها را بر آنها بست تا اينكه در راه خدا به شهادت رسيد . نيزه و شمشير او گواهند كه وى حق هر دو را ادا كرد . به آن كسى كه روى زمين افتاد ( كعب بن جابر ) بگو : اگر بدون بينى بلند شدى معذورى چرا كه برير به سان شير ، پنجههايش خونين بود . عابس بن ابو شبيب شاكرى « 1 » وى ، عابس بن ابو شبيب بن شاكر بن ربيعة بن مالك بن صعب بن معاوية بن كثير بن مالك بن جشم بن حاشد همدانى شاكرى است . بنى شاكر ، تيرهاى از همدانيان
--> ( 1 ) . شيخ طوسى در رجال : 103 ، شمارهء 1019 وى را از ياران امام حسين عليه السّلام شمرده است .